۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

جانماز باز وسط اطاق

من هر روز مي ديدم جانماز باز را در وسط اطاق
مي خواستم نماز بخوانم ولي دلم صداي اذان را نمي شنید
روزي جانمازم را جمع كردم
از آن روز در هر لحظه روز
دعا مي خوانم با دعوت تو

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر